دوشنبه پنجم دی 1390
سمفونی سنگ ها
سمفونی سنگ ها
در ارتفاع
آسمان
در حضیض
تابوت ها
در رقص مست
ونور
در انعکاس
سنگ نوشته های گور
=========================
نظر استاد خورشیدی که بسیار دوستش می دارم
http://loulian.blogfa.com/page/negare
پنجشنبه هفدهم شهریور 1390
رگ های آبستن از غرور

==========================================================
در دوردست
رگ های آبستن از غرور
تندیس بوسه ها و لبخند ها
تا خاک سرخ ...
پهلو شکافتن درخت
در تلاطم ابر
آنجا که رود
با جامه کبود،
به آسمان می رسد...
=========================================
نظر استاد منصور خورشيدي هميشه الگوي من براي سرودن شعر بوده است:
پهلو شکافتن درخت
در تلاطم ابر
آنجا که رود
با جامه کبود،
به آسمان می رسد
موسيقي
شعر در سطر هاي پاياني با ريتم تند تحولي در زبان شاعر ايجاد كرده است
.حضور رود با جامه ي كبود بهره وری از صامت ها و مصوت ها ، حرکت و سرعت
تخیل در توالی تصویر ها کارکرد هجا ، واژه و جای آن در مصراع ، عمده ترین
وجه شکل گیری شعر محسوب می شود که رابطه ی شاعر را با مخاطب حفظ می کند .
حاصل
جمع همه ی عوامل فوق ترسیم ساختار و فرم شعر است که به صورت ساده یا
نمادین موجب می شود تا به ساحت معنایی اين اثر راه پیدا کنیم .
و اين آن ديگر در ساحت شعر است .
منصور خورشيدي
30 مهر 1390
یکشنبه هشتم خرداد 1390
شيهه ي امواج
به دوست خوبم " حنيف خورشيدي"

شيهه ي امواج
با خانه هاي پشت سر...
شدت آب
در مرگ مست...
و طغيان نفس
ميان پس لرزه هاي زمين...
دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390
دایره
صدای
رمیدن درد
تا اشتراک تنگنا
دایره می شود
دور می شود این حس مستطیل
از هرم نفسهای
رودررو
پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390
گرمای انگشت
قلب خدا
در آستانه ی زیتون
چه موهبتی دارد
پرواز در اضلاع دیگر زمین
تسخیر دوباره ی سنگ
در گرمای انگشت
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390
دوباره بی صدا
بکارتش بهانه بود
تا اینبار
من
بی صدا بخوابم
شنبه بیستم فروردین 1390
بی صدا
تا تختم
بیصدا بخوابد.
یکشنبه شانزدهم بهمن 1384
از دیروز که رویینه تنی را به ارث برده ام
غافل از آشیل سرنوشتم ماندم
و امروز که آخرین تیر سرنوشت
پاشنه ی آشیل مرا در نوشت
من به تنهایی خود خواهم مرد.


